|
|
توسط:مانی
| ||||
|
ای کاش نقاش چیره دستی بودم | |||||
زندگی گل زردی است به نام ( غم )
فریاد بلندی است به نام ( آه )
مروارید قلتانی است به نام ( اشک)
و
آیینه ای شکستنی است به نام (دل)
لبخند تو خلاصه خوبیهاست
لختی بخند خنده گل زیباست
پیشانیت تنفس یک صبح است
صبحی که انتهای شب یلداست
در چشمت از حضور کبوترها
هر لحظه مثل صحن حرم غوغاست
رنگین کمان عشق اهورایی
از پشت شیشه دل تو پیداست
فریاد تو تلاطم یک طوفان
آرامشت تلاوت یک دریاست
با ما بدون فاصله صحبت کن
ای آن که ارتفاع تو دور از ماست
وقتی تنهاییم دنبال یک دوست می گردیم،
وقتی پیداش کردیم دنبال عیب هاش می گردیم وقتی از دستش دادیم دنبال خاطره هاش می گردیم… و باز تنهاییم …
که اگر شهر پر از آدمهاست پس چرا اینهمه
دلها
تنهاست ..........
كــــوروش
من امروز اعلام می كنم ، كه هر كس آزاد است ، كه هر دینی را كه میل دارد ، بپرستد و در هر نقطه كه میل دارد سكونت كند ،مشروط بر اینكه در آنجا حق كسی را غضب ننماید ،و هر شغلی را كه میل دارد ، پیش بگیرد و مال خود را به هر نحو كه مایل است ، به مصرف برساند ، مشروط به اینكه لطمه به حقوق دیگران نزند.من اعلام می كنم ، كه هر كس مسئول اعمال خود می باشد و هیچ كس را نباید به مناسبت تقصیری كه یكی از خویشاوندانش كرده ، مجازات كردشریف ترین دل ها دلی است که اندیشه آزار کسان در آن نباشد
بخشندگي را از گل بياموز،
زيرا حتي ته كفشي كه لگدمالش ميكند را هم خوش بو ميكند
**